پل آتریدیس، ملقب به مودیب، قهرمان رمان های «تلماسه» اثر فرانک هربرت است و کایل مک لاکلان (در فیلم دیوید لینچ) و تیموتی شالامه (در فیلم دنیس ویلنوو) در اقتباس های سینمایی نقش خود را ایفا کردند. طرفداران رمان های کلاسیک Dune از تماشای Dune: Part Two لذت خواهند برد. پیش از این، اولین قسمت بلاک باستر کارگردان دنیس ویلنوو به احیای این داستان علمی-تخیلی جذاب کمک کرد و طرفداران بیشماری را به داستان هربرت آورد. اما داستان «تلماسه: قسمت دوم» دارای ابهامات و حفرههایی است که باید برای آن دسته از طرفداران جدیدی که کتابها را نخواندهاند، پاسخ داده شود.
در دوران قرنطینه اپیدمی کووید-19، زمانی که نتفلیکس و اساساً هر ابزار آنلاینی تنها راه ارتباط مردم با یکدیگر و دنیای خارج شد، فیلم «پلتفرم» با فضای کم و بیش شبه قرنطینهای خود سر و صدا کرد. . ایده خاص این فیلم منطبق بر شرایط زندگی همه که اولین بار در حافظه جمعی معاصر ما بود، مخاطبان سینما را به خود جلب کرد. «پلتفرم» در نتفلیکس رکورد بینندگان و بازدیدکنندگان را جابهجا کرد و بحث درباره ایدههای ضد سرمایهداری فیلم در فضای مجازی بالا گرفت. فیلم شسته می شود. فیلمنامه اش اگرچه ایرادی دارد، اما به دلیل ایده و فضای ساده و در عین حال خاصش و تلاشی که برای روایت داستان ناآشناش می کند، قابل تحسین است. همچنین استانداردهای فیلمنامه را رعایت می کند. البته بخش بزرگی از موفقیت خود را مدیون زمان عرضه آن است. بدیهی است افرادی که ماهها در خانه میمانند با شخصیتهایی همذات پنداری میکنند که همگی به همین دلیل در یک فضای بسته محبوس شدهاند. این سکو یا سکوی کف که در فیلم به آن سوراخ گفته می شود، به دلیل شکل طراحی با آسانسور غذا، یادآور مکانیسم کاری جوامع انسانی ماست که دیگر جای خود را ندارد. اکنون، «پلتفرم ۲» چندین سال پس از همهگیری، تقریباً در سکوت مطبوعات در نتفلیکس منتشر شده است. زندگی به حالت عادی بازگشته است، اما مانند قبل از کووید نیست. بحران اقتصادی در بسیاری از نقاط جهان بدتر شده است و طبیعتاً اختلاف طبقاتی بیشتر است. نظام سرمایه داری هنوز طرفداران و مخالفان خود را دارد و نیاز به فروش اسلحه و دستیابی به نفت همچنان برای نابودی خاورمیانه ادامه دارد. نقد و بررسی فیلم پلتفرم ۲ را در این مطلب بخوانید.
چند روزی از اکران «مست عشق» یکی از پر سر و صداترین فیلم های سال های اخیر می گذرد. این فیلم مرحله پیش تولید، تولید و انتظار اکران بزرگ را پشت سر گذاشت تا سرانجام به اکران سینماهای ایران رسید. «مست عشق» برشی کوتاه و شاید شتابزده از زندگی و رابطه مولانا و شمس تبریزی است. این فیلم بر اساس قواعد سینمای ترکیه ساخته شده است اما ساخته حسن فتحی است و همه بازیگران جلوی دوربین به جز سه بازیگر ایرانی ترک هستند. در کمتر از یک هفته از اکران «مست عشق» رکورد فروش بالایی در گیشه به جای گذاشته است، پس باید منتظر ماند و دید که آیا می تواند با پرفروش ترین فیلم های کمدی چند سال اخیر رقابت کند. یا نه اما در کنار نقاط قوت «مست عشق» نقدهایی نیز به آن وارد است که اگر بخواهیم منصفانه به آن نگاه کنیم، این نکات منفی گاهی برجسته و غیرقابل انکار هستند. در ادامه با تلاش برای افشا نشدن کل ماجرا، نگاهی داشتیم به داستان شمس و مولانا به روایت حسن فتحی.
در گذشته آثار پیکسار حرف اول و آخر را می زدند، بسیاری از آنها از مرز فروش یک میلیارد دلاری عبور کردند، اسکار بهترین انیمیشن را از آن خود کردند و به راحتی از رقبای خود پیشی گرفتند، اما با گذشت زمان همه چیز تغییر کرد، حالا استودیوهای دیگری وارد شده اند. آنها آماده هستند تا با خلاقیت های خود پیکسار و دیزنی را به چالش بکشند. انیمیشن های پیکسار تنها به دلیل قدرت برند و اعتبار، دیگر نمی فروشند و گاهی با وجود داشتن تمامی عوامل موفقیت، به لیست فیلم های کم فروش راه پیدا می کنند. البته عوامل دیگری نیز در این زمینه تاثیرگذار بوده است، به عنوان مثال، تعدادی از شکستهای بزرگ پیکسار ناشی از همهگیری کووید-19 و تغییر رویکرد دیزنی در اکران فیلمها بود. با اکران این آثار بزرگ در زمانی که اکثر سینماها تعطیل بودند، بدیهی بود که فروش خوبی نخواهند داشت.
اما انیمیشن های کم فروش پیکسار به آثاری که قربانی کووید-19 شدند محدود نمی شود، برخی از آنها مانند «دایناسور خوب» به دلیل بودجه هنگفت و کیفیت نه چندان مناسب شکست خوردند و برخی دیگر فقط «داستان اسباب بازی» را دوست دارند. به دلیل تورم و تغییرات اساسی در صنعت. سینماهای سالهای بعد اکنون کمفروش محسوب میشوند. ناگفته نماند که فروش ضعیف نشان دهنده کیفیت فنی این آثار نیست و برخی از آنها به شایستگی در کنار بهترین انیمیشن های تاریخ قرار گرفته اند و تقریباً همه آنها ارزش دیدن را دارند.